![]() |
![]() |
|
| انتشار اشعار مذهبي |
|
یوسفی دیدم درون چاه بود
که خدا از حال او آگاه بود پای در گل بود وغمهایش فزون تا که شاید آید از آنجا برون طعنه می زد هر دمی بر بخت خویش طی نمودی لحظه های سخت خویش نیست دلوی تا که آویزد بدان نه توانی در تنش بهر فغان لحظه لحظه گشت نومید از حیات بسته دید از هر طرف راه نجات دست بر دامان هر سنگی کشید لیکن از آن سنگها خیری ندید زد نهیبی بر خودش این سعی چیست تا خدا باشد کلوخ وسنگ کیست دست دل را برد بالا تا سما درد دل میکرد آن شب با خدا کی خدا جز توزمن آگاه کیست جز تو از آلام من آگاه نیست می کشم آه و پشیمانم از آن بسته بودم دل به دست دیگران بارالها یاریم کن یار نیست بی کسم جز تو مرا غمخوار نیست گفت از عمق وجودش راز خویش نادم از آن کرده آغاز خویش تا دلش با یاد او دمساز شد دربهای رحمت حق باز شد ناله اش هریک دو صد فریاد شد از قیود دنیوی آزاد شد زیر لب می گفت حل شد مشکلم پیش از آن گشته مداوا این دلم نیست جرمی بدتر از این نیست خیر که ببندد بنده ای دل را به غیر
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 10:27 توسط مجيد رجبي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ شامل سروده های این حقیر در نعت ومنقبت حضرات معصومین میباشد
قافیه و ردیف را ردیف می کنم کزان پل بزنم زقلب خود تا سر کوی دلبران دستم اگر نمی رسد به دامن کریمشان طبع لطیف من رهاست درآسمان لطفشان |
| پیوندهای روزانه |
|
آهنگ ولایت عشق(امام رضا) کليپ شهادت امام صادق(ع) زیارت آل یاسین دعای عهد دعای فرج زیارت عاشورا کلیپ امام رضا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|
set as your home page
JavaScript Codes |