![]() |
![]() |
|
| انتشار اشعار مذهبي |
|
دیده ای نیست که از داغ تو دریا نشود
محفلی نیست که با یاد توغوغا نشود بین خوبان جهان هرچه بگردند یقین دختر وهمسر وامی چو تو پیدا نشود آسمان نظر اهل نظر را نوری شمسه ای در دو جهان زهره زهرا نشود در رسای تو همین بس بود ای کوثر نور دختری غیر شما ام ابیها(س) نشود دختری راکه پدر پاره قلبش خواند بی سبب بعد پدر بی کس وتنها نشود کینه وظلم به هم دست توافق دادند تا که زهرا دگر از بستر خود پا نشود دست شیطان به رخ حور چنان کاری کرد که غمش تا صف محشر دگر امحا نشود وای من از شرر نار بگویم یا نه؟ ترسم این بار دگر آتشش اطفا نشود چارده قرن بود سینه ما میسوزد درد آن پهلوی بشکسته مداوا نشود چارده قرن بود قبر تو را می جویم خواه قبر تو هویدا شود ویا نشود |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 15:11 توسط مجيد رجبي |
|
|
بـیـستم جمادی الثانی، مـیلاد با سعـادت باعث خلقت،
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 14:35 توسط مجيد رجبي |
|
|
امشب از شادی توی دلا غوغاست
شب شب پاک و خجسته و والاست بر لب هستی سرود یا زهراست شب میلاد کوثر قرآن مادر هستی بضعه طاهاست بسته بر وجود اون کل حیاته شب شب نزول خیر وبرکاته زهرا زهرا زهرا یا زهرا جلوه ذات خدای بی همتاست چون خدای خود یگانه و یکتاست قرة العین خدیجه کبراست بهترین اسوه برترین الگو تو همه دنیا برای زنهاست فخر کند خدا به قامت نمازش مکه شده روشن زپرتو نگاهش زهرا زهرا زهرا یا زهرا در بغل دارد خدیجه مه پاره محو سیمایش به گرد گهواره هاجرو حوا ومریم وساره بر گل رویش شخص پیغمبر تا سحر گاهان هزارهزار بوسه می کاره شام غم و محنت پیغمبر سحرشد ریحانه باغ رسالت جلوه گر شد زهرا زهرا زهرا یا زهرا سبک سرود میلاد حضرت زینب (س)
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 13:17 توسط مجيد رجبي |
|
|
شب است و همچنان شبهای دیگر دوباره مادر من درد دارد
شده باغ گل رویش خزانی بمیرم از چه رویی زرد دارد هنوز از آن هجوم وحشیانه گمانم مادر م سردرد دارد پس از چندی نوازش کرد من را وحس کردم که دستی سرد دارد همه اینها گواهی می دهدکه چرا بر روی چادر گرد دارد رخ نیلی مادر آگهم کرد که یثرب در خودش نامرد دارد کنارش تا سحر بیدار ماندم بداند دختری همدرد دارد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 20:6 توسط مجيد رجبي |
|
|
بااشک دو دیده شسته ام شبانه
آن یا س کبود از جور تازیانه کردم کفن پوش نیمه دل شب مادر حسین و مجتبی و زینب زهرا مرو زهرا با یک اشاره از سوی مولا افتاده اند بر روی جسم زهرا دیدند ملائک آن یار کفن پوش غنچه های خود را بگرفته در آغوش زهرا مرو زهرا پیچیده ناله در همه سماوات با ناله جانکاه مادر سادات یا علی تو را به آیه های قرآن برخیزو جداکن از او یتیمان زهرا مرو زهرا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:11 توسط مجيد رجبي |
|
|
زهرا دیده بسته رکنم بشکسته
شد ورد زبانها علی از پا نشسته جان حسنینت برگو تو جوابم رفتی وپس از تو من خانه خرابم زهرا مرو زهرا برخیزو نظاره کن به شوروشینم بین ناله زینب اشک حسنینم گو چگونه جسمت را کنم کفن پوش این تن کبودت با خاک هم آغوش زهرا مرو زهرا ریزد ز دو دیده اشک غم زهرا با ناله رینب محشر شده بر پا ای تاره جوانم از غمت شدم پیر برخیزو نظر کن شد علی زمین گیر زهرا مرو زهرا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:49 توسط مجيد رجبي |
|
|
ای یار یگانه ای بانوی خانه
زین سفر حذر کن مرو زآشیانه زهرا زتودارد یار تو تمنا مگذار که گردد حیدر تک وتنها زهرا گل حیدر یار مهربانم ای آرام جانم منچگونه بی....زهرا زنده بمانم ای رکن وجودم ای تمام هستم خیبر شکنم لیک از غمت شکستم زهرا گل حیدر ای باغ وبهارم ای داروندارم باروی کبودت بردی تو قرارم ای سنگ صبورم در میان غمها تنها مگذارم زهرا مرو زهرا زهرا مرو زهرا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:41 توسط مجيد رجبي |
|
|
بین درو دیوار با آه شرربار
فریاد کشیدم از لطمه مسمار غرق یم خونم یاس نبویم تاسرحد جانم من یار علیم زهرا گل حیدر برخواست زبانه آتش چوزخانه با ضرب لگدشد پهلوم نشانه در آستان خانه ام نشستم طفل بی گناهم رفته ست زدستم زهرا گل حیدر کی میرود از یاد آن ناله و فریاد یا فضه خذینی برخیز به امداد در سینه تنگم دارم غم یارم شد بسته زتقدیر دستان نگارم زهرا گل حیدر |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:31 توسط مجيد رجبي |
|
|
مي تراود مي كلك طبع من عالمي گشته سربه سر گلشن شام غم ومحنت سرآمد يار وحيد حيدر آمد شده آذين آسمانها كوثرپيغمبرآمد ام ابيها خوش آمد شوروشادي در آسمان برپاست شب ميلاد حضرت زهراست مظهر انوارسرمد يگانه دختر محمد عالم وآدم فداي آن در درياي احمد ام ابيها خوش آمد محو سيمايش گرد گهواره آسيه مريم هاجر وساره مكه از اوشدمنور هستي از آن گل معطر هله هله چشم انتظاران آمده زهراي اطهر ام ابيها خوش آمد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 8:33 توسط مجيد رجبي |
|
|
می گویم امشب من با علمدار ای فاطمیه خدا نگهدار ای سالار لشکر ای ثانی حیدر یا عباس واویلا واویلا از علقمه آید نفحه یاس فاطمه (س) آید دیدار عباس بالینش نشسته آن پهلو شکسته واویلا واویلا واویلا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 11:43 توسط مجيد رجبي |
|
|
ترس آن دارم شوم بی یارو یاور یک نفس با من بمان این شام آخر
ای منزه از خطا ورجس وزشتی ای همای پرشکسته بهشتی یادآن روزم که با خون بین آتش قصه مظلومیم بر در نوشتی ترس آن دارم شوم بی یارو یاور یک نفس با من بمان این شام آخر یادگار وحیی و صید خزانی پرمکش از پیش حیدر درجوانی تویی و باغ بهشت و وصل بابا من و شرمندگی قد کمانی ترس آن دارم شوم بی یارو یاور یک نفس با من بمان این شام آخر زورق قلب حزینم را کناره از غمت دارم به چشمانم ستاره لا اقل با من بگو از حال زارت خیزد از آه تو از قلبم شراره ترس آن دارم شوم بی یارو یاور یک نفس با من بمان این شام آخر با تن مجروحت ای بانوی خسته با سرشک دیده ای پهلو شکسته روز تنهایی من در بین دشمن یاریم کردی به بازوی شکسته ترس آن دارم شوم بی یارو یاور یک نفس با من بمان این شام آخر با که گویم که به باغم آذر افتاد از تن یاس نبی برگ و بر ا فتاد فاتح بدرم ولی با دست بسته پیش چشمم همسرم پشت در افتاد ترس آن دارم شوم بی یارو یاور یک نفس با من بمان این شام آخر |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 8:34 توسط مجيد رجبي |
|
|
با اشک دیده شسته ام شبانه
جسم کبوداز جورتازیانه پیش چشم زینب نیمه دل شب کردم کفن باقلب خسته بر جسم آن پهلو شکسته با یک اشارتی زسوی مولا افتاده اند بر روی جسم زهرا مجتبی وحسین همره زینبین دیدند ملائک آن کفن پوش اطفال خود گیرد درآغوش پیچیده ناله در همه سماوات با ناله جانسوز ام سادات رسد بر گوش جان ناله قدسیان که یا علی به حق قرآن جدا کن از زهرا یتیمان سبک:حاج اکبر ناظم |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 8:18 توسط مجيد رجبي |
|
|
آتش کشد زبانه از خانه مولا
آید به گوش قدسیان فریاد زهرا غوغای محشرشدبه پا خون شد دل خیرالنسا مظلومه زهرا باناله مقطع وصوت حزینی گوید به پشت در که یا فضه خذینی فریاد ویا محمدا ششماهه ام گشته فدا مظلومه زهرا دارد نظاره مرتضی بادست بسته تنها طرفدارش شده پهلو شکسته اجر رسالت شد ادا سوره کوثر شد فدا مظلومه زهرا سروده شده:۷خرداد۸۶ التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 14:24 توسط مجيد رجبي |
|
|
شمع شب افروز حیدر میرود سوی جنان
با دلی بشکسته وباقامتی همچون کمان پرگرفته مرغ باغ آرزوهای علی (ع) در غمش خون گرید امشب دیده هفت آسمان
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 13:46 توسط مجيد رجبي |
|
|
طپشهای دلم روبه رکود است
دلم مشغول آن یاس کبود است نشانی های اورا جمع کردم چه سازم سرسرایم پرزدود است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 14:18 توسط مجيد رجبي |
|
|
یاس باغ مصطفی بعد ازپدرخشکیده شد
از جفای ظالمان برگ وبر او چیده شد آنقدر در ماتم بابا زجان ناله کشید قوت هر روز وشب زهرا سرشک دیده شد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 13:13 توسط مجيد رجبي |
|
|
وای از جفای اهل زمانه
می کشدآتش ازدرزبانه بین آتش و دود ذکر مادر این بود یا حیدر واویلا واویلا بیت ولا را آتش کشیدند یاس علی را از شاخه چیدند پیش چشم حیدر زهرا گشته پرپر واویلا واویلا واویلا از پشت درب خانه مولا آید صدای جانسوز زهرا با صوت حزینی یا فضه خذینی واویلا واویلا
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 13:10 توسط مجيد رجبي |
|
|
مظهر عصمت وحيا زهرا سر مستوره خدا زهرا اي متانت حيا وحجاب برتو كردنداقتدا زهرا انبياء ورسل همه دارند برتودست التجا زهرا آسماني ترين زن عالم توكجاوزمين كجا زهرا اي كه تو بهرمرتضي بودي همسري خوب وباوفا زهرا چشم اميد همه به سوي تو ناي هستي دراين نوا زهرا روز محشر كرم نما وبگير زعنايت تو دست مازهرا آرزويي زكودكي دارم قسمتم كن تو كربلا زهرا در دودنيا كرم نماومرا زحسينت مكن جدا زهرا
سروده شده آذر۱۳۸۳ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 11:39 توسط مجيد رجبي |
|
|
با سرشک دیده وبا ناله پیوسته اش
با تن تبدار وبا جسم به غایت خسته اش روز تنهایی که او بودوکسی یارش نشد کرده یاری ید اله با ید بشکسته اش
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 13:51 توسط مجيد رجبي |
|
|
السلام علیک یا فاطمه الزهرا اغیثینی من با که گویم این که بهارم خزان شده ماهم به خاک تیره غربت نهان شده بانوی بی نشان که به هرسو نشان زاوست رفت از برم به قامت همچون کمان شده
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 10:22 توسط مجيد رجبي |
|
|
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
دیدم که زدل خدا خدا می کردی شکوه زجفا به مصطفا می کردی ای کاش شبی پس از دعای همگان از بهر شفای خود دعا می کردی سروده شده یکشنبه ساعت ۱۳:۴۵ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:53 توسط مجيد رجبي |
|
|
حق ذی القربی ادا شد بعدتو یا مصطفی ص
کوثر قرآن فدا شد بعد تو یا مصطفی ص تازیانه خوردن وناله کشیدن از جگر قسمت آل عبا شد بعد تو یا مصطفی ص
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:28 توسط مجيد رجبي |
|
|
لااقل با من بگواز حالت ای نیکوسرشت
ای نگاهت بهرحیدر برتراز باغ وبهشت رنگ رخسارت خبرمی دهد ازسرضمیر چه کسی روی کتاب عمرتوپایان نوشت ۲۶اردیبهشت۸۶ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 11:17 توسط مجيد رجبي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ شامل سروده های این حقیر در نعت ومنقبت حضرات معصومین میباشد
قافیه و ردیف را ردیف می کنم کزان پل بزنم زقلب خود تا سر کوی دلبران دستم اگر نمی رسد به دامن کریمشان طبع لطیف من رهاست درآسمان لطفشان |
| پیوندهای روزانه |
|
آهنگ ولایت عشق(امام رضا) کليپ شهادت امام صادق(ع) زیارت آل یاسین دعای عهد دعای فرج زیارت عاشورا کلیپ امام رضا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|
set as your home page
JavaScript Codes |