![]() |
![]() |
|
| انتشار اشعار مذهبي |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 11:36 توسط مجيد رجبي |
|
|
یوسفی دیدم درون چاه بود
که خدا از حال او آگاه بود پای در گل بود وغمهایش فزون تا که شاید آید از آنجا برون طعنه می زد هر دمی بر بخت خویش طی نمودی لحظه های سخت خویش نیست دلوی تا که آویزد بدان نه توانی در تنش بهر فغان لحظه لحظه گشت نومید از حیات بسته دید از هر طرف راه نجات دست بر دامان هر سنگی کشید لیکن از آن سنگها خیری ندید زد نهیبی بر خودش این سعی چیست تا خدا باشد کلوخ وسنگ کیست دست دل را برد بالا تا سما درد دل میکرد آن شب با خدا کی خدا جز توزمن آگاه کیست جز تو از آلام من آگاه نیست می کشم آه و پشیمانم از آن بسته بودم دل به دست دیگران بارالها یاریم کن یار نیست بی کسم جز تو مرا غمخوار نیست گفت از عمق وجودش راز خویش نادم از آن کرده آغاز خویش تا دلش با یاد او دمساز شد دربهای رحمت حق باز شد ناله اش هریک دو صد فریاد شد از قیود دنیوی آزاد شد زیر لب می گفت حل شد مشکلم پیش از آن گشته مداوا این دلم نیست جرمی بدتر از این نیست خیر که ببندد بنده ای دل را به غیر
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 10:27 توسط مجيد رجبي |
|
|
آتش زدی بر جان من دیشب دوباره
با یادتو افشاندم از چشمم ستاره انگار دیشب بود از داغت شکستم با چشم خود جسم تورا کردم نظاره تو ساکت ومن یک جهان فریاد ای وای خون لبت زد بر دلم ناگه شراره جان برادر رفتی و در هم شکستم با یاد تو آتش به دل دارم هماره
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:50 توسط مجيد رجبي |
|
|
آئینه روی کوثرم من
دلبند موسی ابن جعفرم من از غم در نوایم خواهررضایم واویلا واویلا واویلا از هجر یارم دلشوره دارم از حال وروزش خبر ندارم می ترسم که تنها گردد صید اعدا واویلا واویلا واویلا گرسوزداززهر پاتاسرتو نشد جسارت بر خواهر تو می سوزم همه شب با غمهای زینب واویلا واویلا واویلا برای شنیدن سبک برای من ایمیل یا پیغام (محرمانه) بفرستید التماس دعا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:41 توسط مجيد رجبي |
|
|
سبکبا صدای آقای معماریان از دوستان ذاکر شهر مقدس قم ظهور کمالات خیر النسایم شرافت گرفته قم از خاک پایم مهین دخت موسی واخت الرضایم حریمم پناه وامان فقیران کجایی رضا جان ملیک سماءو پناه زمینم جگرگوشه رهبر هفتمینم ز هجر رضایم حزین و غمینم من و محنت وغم من ودرد هجران کجایی رضا جان غم زینبی را به کامم چشیدم هزاران مرارت به جانم خریدم ولیکن چوزینب به چشمم ندیدم سر نیزه ها راس قاری قرآن کجایی رضا جان اگرچه زند شعله آهم به دوران اگرچه خمیدم ز هجرت رضا جان ولیکن نبینم یقین در خراسان تن بی سرت زیر پای ستوران کجایی رضا جان
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 12:11 توسط مجيد رجبي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ شامل سروده های این حقیر در نعت ومنقبت حضرات معصومین میباشد
قافیه و ردیف را ردیف می کنم کزان پل بزنم زقلب خود تا سر کوی دلبران دستم اگر نمی رسد به دامن کریمشان طبع لطیف من رهاست درآسمان لطفشان |
| پیوندهای روزانه |
|
آهنگ ولایت عشق(امام رضا) کليپ شهادت امام صادق(ع) زیارت آل یاسین دعای عهد دعای فرج زیارت عاشورا کلیپ امام رضا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|