![]() |
![]() |
|
| انتشار اشعار مذهبي |
|
شب است و همچنان شبهای دیگر دوباره مادر من درد دارد
شده باغ گل رویش خزانی بمیرم از چه رویی زرد دارد هنوز از آن هجوم وحشیانه گمانم مادر م سردرد دارد پس از چندی نوازش کرد من را وحس کردم که دستی سرد دارد همه اینها گواهی می دهدکه چرا بر روی چادر گرد دارد رخ نیلی مادر آگهم کرد که یثرب در خودش نامرد دارد کنارش تا سحر بیدار ماندم بداند دختری همدرد دارد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 20:6 توسط مجيد رجبي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ شامل سروده های این حقیر در نعت ومنقبت حضرات معصومین میباشد
قافیه و ردیف را ردیف می کنم کزان پل بزنم زقلب خود تا سر کوی دلبران دستم اگر نمی رسد به دامن کریمشان طبع لطیف من رهاست درآسمان لطفشان |
| پیوندهای روزانه |
|
آهنگ ولایت عشق(امام رضا) کليپ شهادت امام صادق(ع) زیارت آل یاسین دعای عهد دعای فرج زیارت عاشورا کلیپ امام رضا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|
set as your home page
JavaScript Codes |