![]() |
![]() |
|
| انتشار اشعار مذهبي |
|
دانی که دلم چه از خدا می خواهد
این مرده دلم آب بقا می خواهد هرشب غزل صبر بخوانم با دل سالیانی ست دلم کرب وبلا می خواهد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 12:10 توسط مجيد رجبي |
|
|
آخر این تن به دل خاک نهان خواهد شد
باغ عیش وطربت همچو خزان خواهد شد سرو قدت چوبساید سر خود بر افلاک عاقبت از پس ایام کمان خواهد شد به جمال وبه عذارت مشو غره ای دوست که عاقبت خاک قدوم دگران خواهد شد در پی مکنت اگر کوش زبی راه کنی با خبر باش تو را آفت جان خواهد شد تن بی جان شه ونعش گدا هردو به خاک ...................................................؟ آنچه باقیست زما کرده نیک وبد ماست آگهم نزد خداوند عیان خواهد شد ۱۳۸۶فروردین |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 11:7 توسط مجيد رجبي |
|
|
دل می بره از دل گل گل جمالش
تو عالمی شهره شده خلق و خصالش(۲) آخرین نور هدایت سرو جان من فدایت تا نفس در سینه دارم می کنم مدح وثنایت یا رسول اله محمد نخوت شب جاش وداده به روز روشن خزان دل زمقدمش گردیده گلشن زنده با یاد تو هستم از شرابت مست مستم دل ودین وعقل وهوشم همه را بردی زدستم یا رسول اله محمد مرغ دلم پر مگیره تا بشه لایق برا طواف مرقد امام صادق(ع) پیشوای ششمینه کلامش دُر ثمینه گرچه قبرش بی چراغه چلچراغ علم ودینه یا ابن زهرا یا ابن الزهرا ختم رسل کسی به غیر مصطفی نیست وصی او غیر از علی مرتضی نیست گرچه نالایق وپستم گر تهی باشد دودستم از همان صبح ولادت باولایت زنده هستم یا علی یاعلی مولا دوستانی که علاقه مند به شنیدن سبک این سرود هستن برای من شماره تلفن بدن با این اطمینان که شمارشون پیش من محفوظ می مونه چون نظر خواهی برای این پست وبعد از چک کردن توسط خودم توی صفحه می زارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 11:16 توسط مجيد رجبي |
|
|
اللهم العن الجبت والطاغوت
فقط همین هرکس که به دل مهر تو وفاطمه دارد از دوزخ واز نار کجا واهمه دارد لیکن چو تبری نکند قبل تولی از تو به قد هردوجهان فاصله دارد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 9:16 توسط مجيد رجبي |
|
|
صبح خوبی است امروز آسمان آبی آبی و زمین همه اش پرشده از سبزه و راغ بوی گلهای بهاری همشان شامه نواز از پس پنجره ها می بینم قمری و چکاوکان در آواز زیر نور خورشید با همان گرمی مطلوب نه سرداست ونه داغ مردم کوچه برزن همگی خندانند با خودم تا که تامل کردم در پس خنده وآوازو طراوت دیدم غصه و نغمه جانسوزو فسردگی را به درون تا که رجوعی کردم دیدم ای وای شود آیا که: میهمان باشد وصاحب خانه رفته باشد پی دلواپسی اش ودر آن خانه بود جای برای شادی آهی از دل بکشیدم گفتم ای خدا رحمی کن برسان صاحب ما را تا که سبزی گل نفس قمری وبلبل همشان بردارند این غبار و غم فرسودگی از چهره شان خنده ها خنده شود تیرگی رخت ببندد زینجا همه جا نور شود سرتاسر همه جا صدق وصفا باشد وبس |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 9:16 توسط مجيد رجبي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ شامل سروده های این حقیر در نعت ومنقبت حضرات معصومین میباشد
قافیه و ردیف را ردیف می کنم کزان پل بزنم زقلب خود تا سر کوی دلبران دستم اگر نمی رسد به دامن کریمشان طبع لطیف من رهاست درآسمان لطفشان |
| پیوندهای روزانه |
|
آهنگ ولایت عشق(امام رضا) کليپ شهادت امام صادق(ع) زیارت آل یاسین دعای عهد دعای فرج زیارت عاشورا کلیپ امام رضا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|
set as your home page
JavaScript Codes |