![]() |
![]() |
|
| انتشار اشعار مذهبي |
|
در راسته بندگی وعشق وولایت جانا دل بی درد خریدار ندارد بشکسته چوگردید مشو رنجه از آنجا کاین یکه متاعی است که سمسار ندارد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 14:15 توسط مجيد رجبي |
|
|
بعد از مطلبی با عنوان
شرمنده ام ....... یکی از بندگان خدا پیامی به این شرح برایم فرستاد: ۰۰۰۰اولين نفري هستيد که ميبينم تو ميخانه نشستيد و احساس شرمندهگي ميکنيد خوب تشريف ببريد تو مسجدي، حرمي، جايي بشينيد تا ديگه احساس شرمندهگي نکنيد از یک جهت که کاملا درسته .ناامیدی بزرگترین گناهه اما من نگفتم که نا امید شدم همین که بازهم ساقی این میخونه من وقابل یه جرعه جام میدونه عشقه اما نکته دوم :شرمنده بودن پیش خدا مگه عیبی داره به نظر من گردن کشی جلوی خدا عیبه نه شرمندگی چون شرمندگی باعث میشه آدم دوباره خطا نکنه پس اینطور گفتم: هرجا که کنم یاد از آن ساقی سرمست گر مسجدوگر میکده باشد حرم اوست صد شکر که شرمنده ام ونیست ابائی کاین حالت شوریده همه از کرم اوست .......... باید شاکر بود که هنوز لکه های گناه صفحه دل وترک تاریک نکرده پس امیدی هست.......... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 12:43 توسط مجيد رجبي |
|
|
روایت جالب و پر نکته ای از علی (ع) که نقل آن خالی از لطف نیست امام می فرمایند :
از حکمت این است که : - با مافوق خود نزاع ننمایی -مادون خود را خوار و ذلیل نگردانی -چیزی که در قدرت تو نیست عهده دار نشوی -زبانت با دلت و گفتارت با کردارت مخالف نباشد -در آنچه نمی دانی سخن نگویی - و کار را در وقت اقبال ترک نکنی این سخنان زیبا رو توی یه وبلاگ دیدم گفتم باشه رفقایی که به من هم سر می زنن استفاده کنن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 8:16 توسط مجيد رجبي |
|
|
شرمنده ترین سائل این خانه منم من
که عمری پی جامی در میخانه نشستم ای وای چه گویم من از این طالح بدیمن صد بار گرفتم قدح وباز شکستم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 8:10 توسط مجيد رجبي |
|
|
این هم دومین نوحه برای شهادت امام صادق(ع)
می آید زهر سوامشب بوی هجران با یاد مدینه می سوزد دل وجان می نالم زهجرش همچون مرغ عاشق می سوزم ز داغ جان فرسای صادق واویلا واویلا باغ گل کجا و هرم نار نمرود می آید از اینجا بوی آتش ودود تاریخ مدینه گویا گشته تکرار شد تازه دوباره زخم درب ودیوار واویلا واویلا تیر غم گرفته قلبم را نشانه بادستان بسته رفتم زآشیانه نیمه دل شب با آن جسم رنجور با پای پیاده رفتم قصر منصور واویلا واویلا (((سبک این نوحه برای محرم سال گذشته حاج حسین سازور میباشد))) التماس دعا
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 7:59 توسط مجيد رجبي |
|
|
این نوحه های سینه زنی اون هم به سبکهای قدیمی تقدیم به همه دوستان ذاکر اهلبیت پرکشیده حضرت صادق زدنیا شدمدینه شور وغوغا رفته ا ز دنیا گل گلزار طه شدمدینه شور وغوغا برلبم زمزمه تسلیت فاطمه می زسد این نغمه از سوی مدینه عاقبت از بغض وکینه شد شهید راه حق آن بی قرینه عاقبت از بغض وکینه برلبم زمزمه تسلیت فاطمه شیعیان در ماتمش نالان ومضطر می زنند برسینه وسر گشته زنده با غمش غمهای حیدر می زنند برسینه وسر برلبم زمزمه تسلیت فاطمه شعله آتش رود بالا چرا از در بیت الولا بر سرسجاده بردندش ورا از در بیت الولا برلبم زمزمه تسلیت فاطمه لرزه افتاده به جان غنچه ها با هجوم اشقیا یادم آمد ماجرای کربلا با هجوم اشقیا برلبم زمزمه تسلیت فاطمه التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 7:38 توسط مجيد رجبي |
|
|
اشعار زیر برگرفته از تفسیر آیات ۲۲و۲۳ سوره ابراهیم توسط حضرت آقای ضیا آبادی می باشد جانا شنو این نکته از آیات قران از سرنوشت آدم عاصی وشیطان وانگه که در هرم گناهان گذشته مفلوک ومستا صل حزین ودلشکسته آنگه که افتادست دور از فیض ونعمت آنگه که گشته حاصل او نار و نغمت فریاد بر آرد که این شیطان رانده از کینه کارم را بدین جاها کشانده من خود نیم مستوجب نار وعقوبت پیدا بود تقصیر شیطان با سهولت ناگه ز اعماق جهنم بانگ برخاست شیطان برانسان با لسان طعنه اش تاخت هان ای بنی آدم رها کن این گزافه بر بند لب را از سخنهای اضافه کی من تورا بهر گنه اجبار کردم تنها دل پاک تو را بیمار کردم ابزار من بهر شما سوداگری بود کارم فقط از ابتدا اغواگری بود اعمالتان را نزدتان زینت نمودم ابواب دوزخ را به رویتان گشودم اما بدان این امر رب العالمین است ایمن زنیرنگم فقط اهل یقین است
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 7:38 توسط مجيد رجبي |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 13:17 توسط مجيد رجبي |
|
منتت دارم اگر پیش تو بی سر گردم یا چوگلبرگ گلی بهر تو پرپرگردم کیمیایی است عجب عشق تودرلوح وجود به مس دل بزن ازلطف که گوهرگردم |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 14:11 توسط مجيد رجبي |
|
|
امشب هواي تو کرده اين دل بيقرارمن امشب دوباره ازپس ايام خاطرم افسرده گشته و جانم به لب رسيد از غريبيت امشب دوباره بغض گلويم فشردوباز باران اشک چکيد زمژگان به چهره ام باز از سر صفا به خدا باورکن اي حبيبب دستي به سينه سلام گفتمت از عمق باطنم امشب به ياد پنجره هاي ضريح تو مرغ دلم زسينه پريد سوي مرقدت امشب دوباره از پس ايام زنده شد ديدار کربلا به همره اول برادرم گفتم برادر از دل برامد آه اي ياد تو هميشه مرحم اين قلب مضطرم روزي نبود تا که نگريم براي تو شامي نبود تا که نسوزم به پاي تو ديدم غم برادر وگفتم زصدق دل واي از دل حزين وملول وکباب تو |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 7:45 توسط مجيد رجبي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ شامل سروده های این حقیر در نعت ومنقبت حضرات معصومین میباشد
قافیه و ردیف را ردیف می کنم کزان پل بزنم زقلب خود تا سر کوی دلبران دستم اگر نمی رسد به دامن کریمشان طبع لطیف من رهاست درآسمان لطفشان |
| پیوندهای روزانه |
|
آهنگ ولایت عشق(امام رضا) کليپ شهادت امام صادق(ع) زیارت آل یاسین دعای عهد دعای فرج زیارت عاشورا کلیپ امام رضا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|
set as your home page
JavaScript Codes |